مهربانی کی سر آمد...؟

 

تردیدی نیست در اینکه زندگی با عشق قابل تحمل تر می شود...! عشق به هر آنچه  که بتواند

هدفی  برای زندگی به شمار آید؛

عشق به آزادی و صلح و برابری... عشق به علم و هنر...عشق به همسر و فرزند...

عشق به طبیعت ... عشق به میهن...عشق به آفریدگاری که در ذهن  هر یک از ماست...

و...

ممکن است برخی از ما بی سر و صدا عاشق شده باشیم بی آنکه دیگران یا گاه حتی خودمان

از آن با خبر شویم!! یا اینکه طعم عشق را نچشیده باشیم ولی بر طبق اصولی انسانی که برای

زندگی خود  تعیین کرده ایم عمر را سپری کنیم...

 

 مشکل از جایی آغاز می شود که  پیوسته از عشق بگوییم و بنویسیم و دیگران را به اتهام 

درد بی عشقی با آتش طعنه و سرزنش مجازات کنیم درحالی که پیدا نیست خود اندر خم کدام

کوچه ایستاده ایم ( و چه تدبیر کارامدی برای رسیدن به هدف اندیشیده ایم ) ...

 

***

 

شاید بتوان گفت در طول تاریخ و به ویژه در روزگار ما هیچ واژه ای به اندازه " عشق " توسط مدعیان

 بی ارزش نشده است؛ سخنورانی "اصیل، شجاع و با غیرت" که از بام تا شام  دم از عشق

 ( به آزادی ) می زنند ولی برای دلبستگی ها و حق انتخاب دیگران احترامی قایل نیستند، عاشقانی

که مرز بین عشق و نفرت شان باریک تر از موست و آنگاه که گلایه یا سخنی خلاف باور و پسند خود

 می شنوند پا از دایره انصاف فراتر گذاشته و زبان به تهمت و ناسزا می گشایند...

/ 1 نظر / 9 بازدید
آرمانسرا

.....عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد. عشق هماره با آدمی زاده می شود و با اوست ، آنگاه که می میرد پایان می گیرد.سپاس بهره بردم