دلنوشت

 

*  تاریخ، زبان، ملیت، قومیت و مانند اینها هر یک در جای خود مهم و  ارزشمندند،

با این وجود  آنچه مایه بزرگی و سربلندیست؛ راستی، درستی، دانایی و بخشندگیست... .


*  صمیمیت و همدلی راستین ممکن نیست مگر آنگاه که عبای وعظ را از تن درآورده،

 زبان طعنه و سرزنش را در نیام کرده، چند گام نزدیک آمده و بعنوان دوست به سخن یکدیگر  

  گوش فرا دهیم  و به دیدگاه و احساس هم احترام بگذاریم.

 

*  باید مراقب بود هزینه ای که برای رسیدن به آرمانها می پردازیم ما را اسیر خود نکند

و از آن دستاویزی برای سرزنش نابجای دیگران نسازیم.

 

* بعضی انسانها مانند خورشید اند؛  از دور می درخشند و به دیگران  نور و گرما می بخشند،

اما نمی توان خیلی به آنها نزدیک شد !  پرهای سوخته بر این گفته  گواهند... .

 

 *  طبیعی ترین عشق، عشق به آزادیست.

این را از پرنده ای که تن به دیوار قفس می کوبید آموختم.

 

* عشق بدون احترام بی معناست.

 

*  زخم شکستن غرور بی شباهت به زخم طعنه و کنایه  نیست؛

هر دو بسیار دیر التیام می یابند.

 

*  آدمها بر دو دسته اند: کم اشتباه و پر اشتباه !

هیچ کس بی اشتباه نیست؛ از آدمها بت نسازیم !

 

*  قضاوت کاریست سخت دشوار، چرا که معمولا" دانسته های ما در مورد آنچه

 در ذهن دیگران می گذرد اندک است... .

 

* دریافتم " آزادی پذیری " مقدم بر آزادی خواهیست زیرا بدون آن نه تنها همزیستی

در اسارت بلکه تنفس در هوای آزاد هم دشوار خواهد شد...

 

/ 0 نظر / 15 بازدید