چهارراه

عکس و گاهنوشت

سلام بر پاییز !
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩٦
 

چهارراه - پاییز 95


 
 
گل سنگ
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٦
 

لطافت زندگی در خشونی صخره ها...

هزار مسجد - فروردین 96


 
 
گل سنگ
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٦
 

لطافت زندگی در خشونی صخره ها...

هزار مسجد - فروردین 96


 
 
سهرۀ پیشانی سرخ
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩٦
 

هزار مسجد - تیر ماه 96


 
 
لبخند
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٦
 

دخترک روستایی در یکی از محله های عشایری هزار مسجد - خرداد 95


 
 
نمایی از بایرام قلعه
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٦
 

هزار مسجد - اردیبهشت 96


 
 
کوکو
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٦
 

هزار مسجد - اردیبهشت 96


 
 
چای کوهی
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٦
 

هزار مسجد - اردیبهشت 96


 
 
گامی در راه گسترش فرهنگ طبیعت گردی
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

نوشته ای که در ادامه آمده توصیه هایی بسیار ساده و مختصر دربارۀ طبیعت و حیات وحش است که آنرا بصورت

برگه هایی چاپ شده به همراه کیسه های زباله در اختیار گردشگرانی که در روزهای تعطیل از مسیر روستای

چهارراه به منطقۀ هزار مسجد وارد می شوند قرار می دهیم:

 

به نام خداوند جان و خرد

هم میهن گرامی، درود بر شما

 

 به طبیعت زیبا و بی همتای هزار مسجد خوش آمدید. خواهشمندیم با رعایت نکات زیر ما را در زمینۀ گسترش

 فرهنگِ دوستی با طبیعت و حفظ محیط زیست یاری نموده و در این راه با ما همگام شوید:

 

 1- نا گفته پیداست که طبیعت، بدون زباله زیباست؛ پس برای حفظ زیبایی و پاکیزگی طبیعت لطفا" زباله های

خود را در کیسه های نایلونی که به شما داده شده بگذارید و هنگام بازگشت آنها را در محلی که از سوی دهیاری

دهستان هزار مسجد برای دفن زباله ها در نظرگرفته شده است ( بین لایین نو و روستای کریم آباد - در فاصلۀ

یکصد متری از جادۀ اصلی ) قرار دهید.

 

 2- آب، خاک و جنگل، بخش مهمی از سرمایه های ملی ما هستند، بر ماست که در  حفظ و نگهداری این منابع

ارزشمند و گرانبهای طبیعی کوشا باشیم.

 

 3- تکامل و پیشرفت، ما انسانها را از شکار حیوانات وحشی بی نیاز کرده است. اکنون که می توانیم نیازهای

 خود را از راه کشاورزی و پرورش دام، طیور و آبزیان تامین کنیم نهایت ناسپاسی و بی مهریست اگر با کشتن

یا به دام انداختن سایر جانداران برای تفریح یا سرگرمی و یا به طمع پول، حق زندگی و آزادی که پروردگاربه آنها

داده را زیر پا بگذاریم.  

 

 4- بی تردید بسیاری از ما برای کسب آرامش و دوری از استرس و آشفتگی های روزمرۀ دنیای صنعتی به دامان

طبیعت پناه می بریم. بنابراین شایسته است با پرهیز از ایجاد سر و صدا ( از جمله بوق زدن، پخش موسیقی با

صدای بلند و... ) حق خود و دیگران را برای بهره مند شدن از آرامش طبیعت محترم بشماریم.

 

 5- خواهشمندیم پس از خواندن این برگه آنرا نزد خود نگاه داشته و در آینده به دیگر دوستان و آشنایانی که قصد

 طبیعت گردی دارند بدهید. و سخن آخر اینکه به یاد داشته باشیم : همه جای ایران سرای ماست...

                                                                                                                                                      

* اوقات خوشی را برای شما آرزو می کنیم *

                                                                                                                                                                                                اهالی روستای چهارراه     

 


 
 
زنبق وحشی
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤
 

 

ارتفاعات اطراف روستای چهارراه - فروردین 1394

عکسهای بیشتر از گلهای وحشی در ادامۀ مطلب...


 
 
محیط بان کوچک!
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳
 

 

Flickr


 
 
دور از هیاهوی شهر...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳
 

 


 
 
زندگی...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۳
 

 

 با همولایتی ها و خویشاوندان عزیز در محلۀ اَرَفچ هزار مسجد

هنگام دوشیدن گوسفندان ( به کردی: بیری )

 

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب...


 
 
شکوه اُرس
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳
 

 


 
 
دوستدار و پاسدار طبیعت باشیم!
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩۳
 

 

با اینکه اینترنت و شبکه های اجتماعی آن پر است ازعکس، مطلب، گزارش و... درباره لزوم توجه بیشتر به

 طبیعت و محیط زیست، ولی آنچه در دنیای واقعی می بینیم بیانگر اینست که تا رسیدن به وضع مطلوب راه

 درازی در پیش داریم و هر چه در این زمینه گفته و نوشته شود بجاست.

به گمان من تا زمانی که با مشکلات ساده  اما پر اهمیتی همچون ریختن زباله در طبیعت که ریشه در نا آگاهی،

 خودخواهی و یا در خوش بینانه ترین حالت، سهل انگاری برخی از ما دارد دست به گریبان هستیم نمی توان به

 حل ریشه ای مسائل و گرفتاری های پیچیده تر جامعه امید داشت...

پس بیایید در یکی از نخستین و مهمترین  گامها برای رسیدن به آینده بهتر با یکدیگر همراه شویم؛ طبیعت، این

سرچشمه زندگانی و مظهر پاکی و پاکیزگی را ارج نهیم و آنرا آلوده نکنیم. به حق زندگی و آزادی جاندارانی که

تمدن و پیشرفت، ما را از شکار آنها بی نیاز کرده است احترام بگذاریم تا در فردایی روشن که همگی در جستجو

و آرزوی دستیابی به آن هستیم نیز بتوانیم حقوق و آزادی های یکدیگر را بپذیریم و محترم بشماریم.

  

 

 

 


 
 
مسجدی بر بام هزار مسجد
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢
 

 

 

این عکس را خرداد ماه سال پیش از قله هزار مسجد گرفتم. آن ساختمان کوچک،  ایستگاه

مخابراتی و ساختمان بزرگتر که گنبد و گلدسته هایی نیز بر روی آن گنجانده شده، مسجدیست

 که به تازگی با پشتیبانی مسئولین و بدست افراد بومی بنا گردیده است و البته بیشتر بعنوان

جایی برای استراحت ( یا جانپناه ) از آن استفاده می شود. می گوید : " گل بود به سبزه نیز آراسته شد "

پس از کشیده شدن پای جاده به قله هزار مسجد اکنون شاهد ساختمان سازی روی آن هستیم.

ابتدا دکل مخابرات ( که گمان می رود جای بهتری برای ساخت آن پیدا نکرده اند ! ) و سپس

 مسجدی که چهره طبیعت را بیش از پیش مخدوش کرده است.

شاید آنان بر این باورند که قله ای با نام هزار مسجد باید دست کم یک مسجد داشته باشد!

یا شاید خواسته اند نوآوری کرده و جانپناه را نه در مسیر رسیدن به قله بلکه بر بلندای آن بسازند !

 ولی آیا بهتر نبود به مرمت بنای قدیمی زیارتگاه هزار مسجد ( اتاق سنگی کوچکی در پای قله )

بسنده می شد و ساخت و ساز تازه ای در آنجا صورت نمی گرفت...؟


 

 


 
 
درباره روستای چهارراه
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢
 

هر چند قصد ندارم در این وبلاگ تنها پیرامون روستای چهارراه و دهستان هزار مسجد بنویسم

اما بد نیست در نخستین نوشته ها قدری بیشتر به این روستا بپردازم:

روستای چهارراه از توابع دهستان هزار مسجد ( بخش مرکزی کلات ) در فاصله ی 15 کیلومتری

از مرکز دهستان و در میان کوههای هزار مسجد واقع شده است. اهالی این روستا همچون بسیاری

از روستاهای دیگر منطقه،  کرد زبان بوده و به کار دامداری و کشاورزی اشتغال دارند.

دلیل نامگذاری چهارراه به این نام، قرار گرفتن آن بر سر چهار راهیست که دسترسی  این روستا را

از غرب به روستای لایین کهنه ، از شرق به روستای خاکستر و از جنوب ( دو مسیر ) به مراتع مختلف

هزار مسجد ممکن می سازد.

همه ساله پس از برداشت محصول باغها ( گردو ، سیب و... ) و با آغاز فصل سرما عده ای از ساکنین روستا

  به دلیل دشواری رفت و آمد در برف و یخبندان، مشکل تامین سوخت و نیز عدم  دسترسی به امکانات درمانی

 و...  به لایین نو و روستاهای اطراف نقل مکان می کنند و تنها تعداد کمی از اهالی( که اغلب دامدار هستند )

بطور دائم در این روستا اقامت دارند. بنابراین می توان گفت از اواسط پاییز هر سال تا اواسط بهار سال بعد،

 روستا کمترین جمعیت خود را داراست.

البته این روستا  در گذشته های نه چندان دور رونق بیشتری داشته و جمعیت نسبتا" زیادی بصورت دائم

 در آن ساکن بوده اند اما با گذشت زمان و به دلایل مختلف ( که پرداختن به همه  آنها در این مجال نمی گنجد )

بخش عمده ی ساکنین چهارراه همانند دیگر روستاهای کوهستانی منطقه (خاکستر و لایین کهنه )

به تدریج به روستاهای پایین دست که شرایط مساعدتری برای کشاورزی دارند کوچ کردند...

 

 

 

به گمان من اهمیت روستای چهارراه را نه در گذشته و حال بلکه در آینده آن باید جست :

در سالهای اخیر بررسی هایی برای ساخت سد در نزدیکی روستا صورت گرفته که این خود یکی از چند سد

و بخشی از طرحی بزرگ و پر هزینه برای انتقال آب رودخانه  لایین به مشهد است. در صورت عملی شدن

این طرح، روستای چهارراه از جمله روستاهاییست که دیگر امکان سکونت در آن وجود نخواهد داشت.

 هر چند با وجود گسترش بی رویه شهر مشهد و در پی آن نیاز روز افزون به آب و نیز با در نظر گرفتن مشکل

 قطع آب ورودی به سد دوستی، اجرای چنین طرحی برغم هزینه های گزاف آن دور از ذهن نیست

 اما چنانچه شهر ( این هیولای سیراب نشدنی ! ) اجازه ی ادامه حیات به این روستا بدهد، آینده ی دیگری

 در انتظار چهارراه خواهد بود.

طبیعت زیبا و بی مانند هزار مسجد ( که البته به شدت نیازمند حفاظت و توجه  است ) و موقعیت مناسب

 روستای چهارراه بعنوان دروازه ای برای ورود به  این منطقه نسبتا" بکر ، شرایط مساعدی برای این روستا

 فراهم کرده تا به یکی از گزینه ها برای  گردشگری در استان بدل شود. گفتنی ست با توجه به آنچه

 همه روزه به دلیل سوء مدیریت مسئولین و نیز ضعف فرهنگی گروه بیشماری از هموطنان بر سر طبیعت

 این مرز و بوم می آید برای من بعنوان یکی از دوستداران طبیعت، تصور تبدیل  چهارراه به منطقه

 گردشگری آن هم با شیوه فعلی همچون کابوسی وحشتناک است! اما واقعیت اینست که با افزایش جمعیت،

 گسترش راههای دسترسی به اطلاعات ( از جمله : اینترنت، گوگل ارث و... )، افزایش تعداد خودروها،

 جاده کشی و سهولت دسترسی مردم به دورافتاده ترین مناطق ، ورود ( بلکه هجوم! ) مردم به طبیعت

اجتناب ناپذیر است.

چهارراه نیز از این سرنوشت در امان نبوده و سالهاست که در روزهای تعطیل ( بویژه در فصل تابستان )

روستا به اشغال موتورسیکلت ها و خودروهای مسافرانی درمی آید که از راههای دور و نزدیک

به این منطقه سفر می کنند و متاسفانه آنچه همواره در پی این اِشغال برجا می ماند انبوهی از آشغال

است! و همچنین آرامشی که از دست می رود و حیات وحشی که رو به نابودیست...

پرسش اینجاست که برای کاهش بلایای ناشی از گردشگری به سبک وطنی چه می توان کرد!؟

بی تردید یکی از مهمترین راه حل ها، پرهیز از بی تفاوتی ست.  اطلاع رسانی، تذکر، پیشنهاد، اعتراض

و... روشهاییست برای اثرگذاری بر تصمیمات مسئولین و بر رفتار آندسته از هموطنانی که هنوز باور ندارند:

 " همه جای ایران سرای آنهاست. "

نا گفته پیداست که تا رسیدن به " آرمانسرا" * راهی بس دراز در پیش است... .

 

در آینده بیشتر به موضوع طبیعت و گردشگری خواهم پرداخت.

 

 

 

پی نوشت :

* آرمانسرا نام وبلاگ دوست و همولایتی عزیزم علی اصغر ضیایی لایین است.

واژه ای بهتر و فراگیرتر از آن برای بیان مقصود نیافتم !