چهارراه

عکس و گاهنوشت

درگذشت کدخدای روستا
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٤
 

آقای میدانعلی میرزایی؛ کدخدای بزرگوار و مهمان نواز روستای چهارراه، روز گذشته در اثر بیماری درگذشت.

این رویداد ناگوار و غم انگیز را به همۀ اهل روستا بویژه خانواده و بستگان آن شادروان تسلیت می گویم.

روحش شاد و یادش گرامی

عکس؛ چهارراه، پاییز 92


 
 
گامی در راه گسترش فرهنگ طبیعت گردی
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

نوشته ای که در ادامه آمده توصیه هایی بسیار ساده و مختصر دربارۀ طبیعت و حیات وحش است که آنرا بصورت

برگه هایی چاپ شده به همراه کیسه های زباله در اختیار گردشگرانی که در روزهای تعطیل از مسیر روستای

چهارراه به منطقۀ هزار مسجد وارد می شوند قرار می دهیم:

 

به نام خداوند جان و خرد

هم میهن گرامی، درود بر شما

 

 به طبیعت زیبا و بی همتای هزار مسجد خوش آمدید. خواهشمندیم با رعایت نکات زیر ما را در زمینۀ گسترش

 فرهنگِ دوستی با طبیعت و حفظ محیط زیست یاری نموده و در این راه با ما همگام شوید:

 

 1- نا گفته پیداست که طبیعت، بدون زباله زیباست؛ پس برای حفظ زیبایی و پاکیزگی طبیعت لطفا" زباله های

خود را در کیسه های نایلونی که به شما داده شده بگذارید و هنگام بازگشت آنها را در محلی که از سوی دهیاری

دهستان هزار مسجد برای دفن زباله ها در نظرگرفته شده است ( بین لایین نو و روستای کریم آباد - در فاصلۀ

یکصد متری از جادۀ اصلی ) قرار دهید.

 

 2- آب، خاک و جنگل، بخش مهمی از سرمایه های ملی ما هستند، بر ماست که در  حفظ و نگهداری این منابع

ارزشمند و گرانبهای طبیعی کوشا باشیم.

 

 3- تکامل و پیشرفت، ما انسانها را از شکار حیوانات وحشی بی نیاز کرده است. اکنون که می توانیم نیازهای

 خود را از راه کشاورزی و پرورش دام، طیور و آبزیان تامین کنیم نهایت ناسپاسی و بی مهریست اگر با کشتن

یا به دام انداختن سایر جانداران برای تفریح یا سرگرمی و یا به طمع پول، حق زندگی و آزادی که پروردگاربه آنها

داده را زیر پا بگذاریم.  

 

 4- بی تردید بسیاری از ما برای کسب آرامش و دوری از استرس و آشفتگی های روزمرۀ دنیای صنعتی به دامان

طبیعت پناه می بریم. بنابراین شایسته است با پرهیز از ایجاد سر و صدا ( از جمله بوق زدن، پخش موسیقی با

صدای بلند و... ) حق خود و دیگران را برای بهره مند شدن از آرامش طبیعت محترم بشماریم.

 

 5- خواهشمندیم پس از خواندن این برگه آنرا نزد خود نگاه داشته و در آینده به دیگر دوستان و آشنایانی که قصد

 طبیعت گردی دارند بدهید. و سخن آخر اینکه به یاد داشته باشیم : همه جای ایران سرای ماست...

                                                                                                                                                      

* اوقات خوشی را برای شما آرزو می کنیم *

                                                                                                                                                                                                اهالی روستای چهارراه     

 


 
 
حضور پر شور!
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
 

روز گذشته گروهی از دامداران منطقه، گوسفندان خود را برای واکسیناسیون به روستای چهارراه آورده بودند.

سر و صدای گوسفندان و فریاد چوپانها فضای روستا را پر کرده بود و توجه هر رهگذری را به خود جلب می کرد.

سعی کردم لحظاتی از این روز پر هیاهو و سرشار از زندگی را به تصویر بکشم:



عکسهای بیشتر در ادامۀ مطلب:



 
 
اینجا زندگی همچنان جاریست...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳
 

 


 
 
غروبی دیگر
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳
 

کاش هیچگاه لازم نمی شد در این وبلاگ از مرگ و اندوه بنویسم، ولی واقعیت اینست که زندگی و مرگ

دو روی یک سکه اند و هر طلوعی، ناگزیر غروبی دلگیر و غم انگیز در پی خواهد داشت...

روز گذشته ( یکشنبه ) خبر درگذشت آقای دلیل غلامی، همولایتی عزیز و ارجمند و از اهالی قدیمی

 روستای چهارراه را شنیدم و بسیار متاسف شدم...

چندی پیش برای احوالپرسی و نیز خرید شیر به منزل ایشان رفته بودم، دربارۀ آنچه که به تازگی در

روستا اتفاق افتاده بود صحبت به میان آمد  و کمی هم از بیماری خودش گفت...

امیدوار بودیم که داروها و اقدامات پزشکان موثر واقع شود و حالش رو به بهبود برود اما دریغ و

افسوس که اینگونه نشد و سرنوشت، پایانی شتابزده و زودهنگام برای داستان زندگی او نوشت...

**

درگذشت این همسایۀ گرانقدر را به خانواده و بستگان ایشان و همۀ اهل روستا تسلیت می گویم.


 



 
 
مردی از جنس مردمان بالا دست...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳
 

محمد حسین از اهالی پر تلاش و با صفای روستاست. پیشه اش دامداری و کشاورزی و

 کیش او سادگی و یکرنگیست. کردی یا فارسی اهمیتی ندارد؛ به هر زبانی که با او صحبت

کنید، همین که رو راست باشید کافیست تا با مهربانی و لبخند به پیشوازتان بیاید، لبخندی

که پشت آن نفرتی نهفته نیست. او اهل کار و کوشش است و افراد بسیاری از حاصل کارش

بهره مند می شوند، با این حال او نه قهرمان دنیای دیگران که پهلوان زندگی خویش است.

***

در یکی از روزهای تابستان، نهار را همراه با دیگر اهالی روستا مهمان محمد حسین بودیم.

جای شما خالی، عجب آبگوشت خوشمزه ای بود....  سفره اش همواره پر برکت باد.

 

پی نوشت:

" بالا دست " اشاره به منطقۀ جغرافیایی خاصی نیست، دهکده ایست رویایی در اشعار سهراب سپهری،

همان جایی که در آن " آبی، آبی ست " ...

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب...


 
 
این قافله عمر عجب می گذرد
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳
 

 بانو حاجی گوهر میرزایی از اهالی قدیمی چهارراه بود. او و همسرش حاجی رحمان هر سال چند

ماه را در چهارراه اقامت می کردند و با شروع فصل سرما به لایین نو باز می گشتند.

جمعه پیش خبر درگذشت وی را شنیدم،  بیست روز پس از گرفتن این عکس...

درگذشت این همسایه مهربان را به مردمان روستا و بویژه همسر و فرزندانش تسلیت می گویم.



 

تابستان امسال فرصتی دست داد تا ساعتی را مهمانشان باشیم. در آن دیدار از گذشته های چهارراه

و لایین کهنه برایمان گفتند... عکسهایی نیز گرفتم که در ادامۀ این مطلب مشاهده می فرمایید.


 
 
برف پاییزی
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
 

آبان ماه امسال به نیمه نرسیده بود که بارش برف ارتفاعات هزار مسجد و روستاهای کوهستانی منطقه از

جمله چهارراه را سفید پوش کرد و پاییز برای چند روز رنگ و روی زمستان به خود گرفت. سعی کردم در حد

توان گوشه ای از زیباییهای این برف پاییزی را به تصویر بکشم:


 

عکسهای بیشتر ( 15 عکس ) در ادامه مطلب...


 
 
چشم اندازهای پاییزی چهارراه
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۳
 

 

 

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب...


 
 
درباره روستای چهارراه
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳٩٢
 

هر چند قصد ندارم در این وبلاگ تنها پیرامون روستای چهارراه و دهستان هزار مسجد بنویسم

اما بد نیست در نخستین نوشته ها قدری بیشتر به این روستا بپردازم:

روستای چهارراه از توابع دهستان هزار مسجد ( بخش مرکزی کلات ) در فاصله ی 15 کیلومتری

از مرکز دهستان و در میان کوههای هزار مسجد واقع شده است. اهالی این روستا همچون بسیاری

از روستاهای دیگر منطقه،  کرد زبان بوده و به کار دامداری و کشاورزی اشتغال دارند.

دلیل نامگذاری چهارراه به این نام، قرار گرفتن آن بر سر چهار راهیست که دسترسی  این روستا را

از غرب به روستای لایین کهنه ، از شرق به روستای خاکستر و از جنوب ( دو مسیر ) به مراتع مختلف

هزار مسجد ممکن می سازد.

همه ساله پس از برداشت محصول باغها ( گردو ، سیب و... ) و با آغاز فصل سرما عده ای از ساکنین روستا

  به دلیل دشواری رفت و آمد در برف و یخبندان، مشکل تامین سوخت و نیز عدم  دسترسی به امکانات درمانی

 و...  به لایین نو و روستاهای اطراف نقل مکان می کنند و تنها تعداد کمی از اهالی( که اغلب دامدار هستند )

بطور دائم در این روستا اقامت دارند. بنابراین می توان گفت از اواسط پاییز هر سال تا اواسط بهار سال بعد،

 روستا کمترین جمعیت خود را داراست.

البته این روستا  در گذشته های نه چندان دور رونق بیشتری داشته و جمعیت نسبتا" زیادی بصورت دائم

 در آن ساکن بوده اند اما با گذشت زمان و به دلایل مختلف ( که پرداختن به همه  آنها در این مجال نمی گنجد )

بخش عمده ی ساکنین چهارراه همانند دیگر روستاهای کوهستانی منطقه (خاکستر و لایین کهنه )

به تدریج به روستاهای پایین دست که شرایط مساعدتری برای کشاورزی دارند کوچ کردند...

 

 

 

به گمان من اهمیت روستای چهارراه را نه در گذشته و حال بلکه در آینده آن باید جست :

در سالهای اخیر بررسی هایی برای ساخت سد در نزدیکی روستا صورت گرفته که این خود یکی از چند سد

و بخشی از طرحی بزرگ و پر هزینه برای انتقال آب رودخانه  لایین به مشهد است. در صورت عملی شدن

این طرح، روستای چهارراه از جمله روستاهاییست که دیگر امکان سکونت در آن وجود نخواهد داشت.

 هر چند با وجود گسترش بی رویه شهر مشهد و در پی آن نیاز روز افزون به آب و نیز با در نظر گرفتن مشکل

 قطع آب ورودی به سد دوستی، اجرای چنین طرحی برغم هزینه های گزاف آن دور از ذهن نیست

 اما چنانچه شهر ( این هیولای سیراب نشدنی ! ) اجازه ی ادامه حیات به این روستا بدهد، آینده ی دیگری

 در انتظار چهارراه خواهد بود.

طبیعت زیبا و بی مانند هزار مسجد ( که البته به شدت نیازمند حفاظت و توجه  است ) و موقعیت مناسب

 روستای چهارراه بعنوان دروازه ای برای ورود به  این منطقه نسبتا" بکر ، شرایط مساعدی برای این روستا

 فراهم کرده تا به یکی از گزینه ها برای  گردشگری در استان بدل شود. گفتنی ست با توجه به آنچه

 همه روزه به دلیل سوء مدیریت مسئولین و نیز ضعف فرهنگی گروه بیشماری از هموطنان بر سر طبیعت

 این مرز و بوم می آید برای من بعنوان یکی از دوستداران طبیعت، تصور تبدیل  چهارراه به منطقه

 گردشگری آن هم با شیوه فعلی همچون کابوسی وحشتناک است! اما واقعیت اینست که با افزایش جمعیت،

 گسترش راههای دسترسی به اطلاعات ( از جمله : اینترنت، گوگل ارث و... )، افزایش تعداد خودروها،

 جاده کشی و سهولت دسترسی مردم به دورافتاده ترین مناطق ، ورود ( بلکه هجوم! ) مردم به طبیعت

اجتناب ناپذیر است.

چهارراه نیز از این سرنوشت در امان نبوده و سالهاست که در روزهای تعطیل ( بویژه در فصل تابستان )

روستا به اشغال موتورسیکلت ها و خودروهای مسافرانی درمی آید که از راههای دور و نزدیک

به این منطقه سفر می کنند و متاسفانه آنچه همواره در پی این اِشغال برجا می ماند انبوهی از آشغال

است! و همچنین آرامشی که از دست می رود و حیات وحشی که رو به نابودیست...

پرسش اینجاست که برای کاهش بلایای ناشی از گردشگری به سبک وطنی چه می توان کرد!؟

بی تردید یکی از مهمترین راه حل ها، پرهیز از بی تفاوتی ست.  اطلاع رسانی، تذکر، پیشنهاد، اعتراض

و... روشهاییست برای اثرگذاری بر تصمیمات مسئولین و بر رفتار آندسته از هموطنانی که هنوز باور ندارند:

 " همه جای ایران سرای آنهاست. "

نا گفته پیداست که تا رسیدن به " آرمانسرا" * راهی بس دراز در پیش است... .

 

در آینده بیشتر به موضوع طبیعت و گردشگری خواهم پرداخت.

 

 

 

پی نوشت :

* آرمانسرا نام وبلاگ دوست و همولایتی عزیزم علی اصغر ضیایی لایین است.

واژه ای بهتر و فراگیرتر از آن برای بیان مقصود نیافتم !