چهارراه

عکس و گاهنوشت

عکاسی؛ زمینه ای برای دوستی با طبیعت
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ دی ۱۳٩۳
 


 
 
محیط بان کوچک!
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳
 

 

Flickr


 
 
مردی از جنس مردمان بالا دست...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳
 

محمد حسین از اهالی پر تلاش و با صفای روستاست. پیشه اش دامداری و کشاورزی و

 کیش او سادگی و یکرنگیست. کردی یا فارسی اهمیتی ندارد؛ به هر زبانی که با او صحبت

کنید، همین که رو راست باشید کافیست تا با مهربانی و لبخند به پیشوازتان بیاید، لبخندی

که پشت آن نفرتی نهفته نیست. او اهل کار و کوشش است و افراد بسیاری از حاصل کارش

بهره مند می شوند، با این حال او نه قهرمان دنیای دیگران که پهلوان زندگی خویش است.

***

در یکی از روزهای تابستان، نهار را همراه با دیگر اهالی روستا مهمان محمد حسین بودیم.

جای شما خالی، عجب آبگوشت خوشمزه ای بود....  سفره اش همواره پر برکت باد.

 

پی نوشت:

" بالا دست " اشاره به منطقۀ جغرافیایی خاصی نیست، دهکده ایست رویایی در اشعار سهراب سپهری،

همان جایی که در آن " آبی، آبی ست " ...

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب...


 
 
این قافله عمر عجب می گذرد
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳
 

 بانو حاجی گوهر میرزایی از اهالی قدیمی چهارراه بود. او و همسرش حاجی رحمان هر سال چند

ماه را در چهارراه اقامت می کردند و با شروع فصل سرما به لایین نو باز می گشتند.

جمعه پیش خبر درگذشت وی را شنیدم،  بیست روز پس از گرفتن این عکس...

درگذشت این همسایه مهربان را به مردمان روستا و بویژه همسر و فرزندانش تسلیت می گویم.



 

تابستان امسال فرصتی دست داد تا ساعتی را مهمانشان باشیم. در آن دیدار از گذشته های چهارراه

و لایین کهنه برایمان گفتند... عکسهایی نیز گرفتم که در ادامۀ این مطلب مشاهده می فرمایید.


 
 
برف پاییزی
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
 

آبان ماه امسال به نیمه نرسیده بود که بارش برف ارتفاعات هزار مسجد و روستاهای کوهستانی منطقه از

جمله چهارراه را سفید پوش کرد و پاییز برای چند روز رنگ و روی زمستان به خود گرفت. سعی کردم در حد

توان گوشه ای از زیباییهای این برف پاییزی را به تصویر بکشم:


 

عکسهای بیشتر ( 15 عکس ) در ادامه مطلب...


 
 
سرنا و دهل
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳
 

سالهاست که سازهای الکترونیکی (بویژه کیبورد یا به قول معروف: اُرگ ) به جشن ها و آیین های

مردم روستا راه یافته و با صدایی که به یاری آمپلی فایرها تا چند برابر تحمل گوش انسان تقویت

می شود! عرصه را بر سازهای محلی همچون قوشمه، دهل و سرنا تنگ نموده اند. با این حال

هنوزهستند هنرمندانی از میان همین مردم که نوای دلنشین و خاطره انگیز سرنا و دیگر سازهای

 محلی را به گوش مشتاقان برسانند...


 

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب...

 


 
 
چشم اندازهای پاییزی چهارراه
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۳
 

 

 

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب...


 
 
" بی گمان آنجا آبی، آبی ست "
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۳
 

 


 
 
دور از هیاهوی شهر...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۳
 

 


 
 
از زبان حافظ
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳٩۳
 

 

" عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت "

 

زندگی کوتاهتر از آنست که آنرا صرف مجادلات بی حاصل ( دشمنی ؟! ) کنیم.

اگر جهان بینی، گفتار و کردار کسی را نمی پسندیم ( و این کردار منافاتی با حقوق و

آزادی های ما و دیگران ندارد )  بهتر اینست که به جای نیش و کنایه، ناسزا و بازی با

کلمات، او را با دنیای خودش تنها بگذاریم، دست کم به حرمت دوستی های گذشته... .

 

دیگر این موضوع را پیگیری نخواهم کرد و در این باره چیزی نخواهم نوشت.

 

بدرود


 
 
" فریادی و دیگر هیچ! "
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳
 

 

 


 
 
شازده کوچولو!
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩۳
 

 


 
 
زندگی...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۳
 

 

 با همولایتی ها و خویشاوندان عزیز در محلۀ اَرَفچ هزار مسجد

هنگام دوشیدن گوسفندان ( به کردی: بیری )

 

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب...


 
 
شکوه اُرس
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳
 

 


 
 
سیل چهرۀ چهارراه را دگرگون کرد
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩۳
 

 

شنبه گذشته بارش شدید تگرگ و باران در ارتفاعات هزار مسجد موجب جاری شدن سیلی سهمگین

و کم سابقه در روستاهای مختلف منطقه  از جمله چهارراه شد و خسارات فراوانی بر جای گذاشت که

 بخشی از آن عبارتند از :

* از بین رفتن جادۀ بین روستاهای رباط، چهارراه و لایین کهنه

* ویرانی گسترده باغها و زمینهای کشاورزی روستاهای چهارراه، خاکستر، رباط، احمد آباد، لایین کهنه،

 لایین نو، بابا رمضان و...

* تخریب استخرهای پرورش ماهی قزل آلا در روستاهای خاکستر و چهارراه و تلف شدن هزاران قطعه ماهی

* تلف شدن دهها راس دام

* قطع خطوط تلفن روستاهای چهارراه و لایین کهنه

* تخریب لوله های اصلی آبرسانی به دهستان هزار مسجد

* قطع آب کشاورزی چهارراه

 

از آنجا که پشتیبانی و کمک رسانی به مردم در زمان بروز حوادث  پیش بینی نشده از وظایف هر دولتیست

امیدواریم مسئولین محلی و استانی هر چه زودتر با اختصاص بودجه و امکانات به یاری مردم منطقه بشتابند.

بی تردید زیانهای ناشی از این سیل بیش از آنست که روستاییان بتوانند به تنهایی و بدون کمک دولت از

عهده جبران آن برآیند...

 

 

 

عکسهای بیشتر از خسارات این سیل را می توانید در ادامه مطلب مشاهده کنید.


 
 
دوستدار و پاسدار طبیعت باشیم!
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩۳
 

 

با اینکه اینترنت و شبکه های اجتماعی آن پر است ازعکس، مطلب، گزارش و... درباره لزوم توجه بیشتر به

 طبیعت و محیط زیست، ولی آنچه در دنیای واقعی می بینیم بیانگر اینست که تا رسیدن به وضع مطلوب راه

 درازی در پیش داریم و هر چه در این زمینه گفته و نوشته شود بجاست.

به گمان من تا زمانی که با مشکلات ساده  اما پر اهمیتی همچون ریختن زباله در طبیعت که ریشه در نا آگاهی،

 خودخواهی و یا در خوش بینانه ترین حالت، سهل انگاری برخی از ما دارد دست به گریبان هستیم نمی توان به

 حل ریشه ای مسائل و گرفتاری های پیچیده تر جامعه امید داشت...

پس بیایید در یکی از نخستین و مهمترین  گامها برای رسیدن به آینده بهتر با یکدیگر همراه شویم؛ طبیعت، این

سرچشمه زندگانی و مظهر پاکی و پاکیزگی را ارج نهیم و آنرا آلوده نکنیم. به حق زندگی و آزادی جاندارانی که

تمدن و پیشرفت، ما را از شکار آنها بی نیاز کرده است احترام بگذاریم تا در فردایی روشن که همگی در جستجو

و آرزوی دستیابی به آن هستیم نیز بتوانیم حقوق و آزادی های یکدیگر را بپذیریم و محترم بشماریم.

  

 

 

 


 
 
روحش شاد و یادش گرامی
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩۳
 

 

زنده یاد محمد رضا سپاهی لایین

  



 
 
دلیل...
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢
 

 

" می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند " !

 


 
 
مهربانی کی سر آمد...؟
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢
 

 

تردیدی نیست در اینکه زندگی با عشق قابل تحمل تر می شود...! عشق به هر آنچه  که بتواند

هدفی  برای زندگی به شمار آید؛

عشق به آزادی و صلح و برابری... عشق به علم و هنر...عشق به همسر و فرزند...

عشق به طبیعت ... عشق به میهن...عشق به آفریدگاری که در ذهن  هر یک از ماست...

و...

ممکن است برخی از ما بی سر و صدا عاشق شده باشیم بی آنکه دیگران یا گاه حتی خودمان

از آن با خبر شویم!! یا اینکه طعم عشق را نچشیده باشیم ولی بر طبق اصولی انسانی که برای

زندگی خود  تعیین کرده ایم عمر را سپری کنیم...

 

 مشکل از جایی آغاز می شود که  پیوسته از عشق بگوییم و بنویسیم و دیگران را به اتهام 

درد بی عشقی با آتش طعنه و سرزنش مجازات کنیم درحالی که پیدا نیست خود اندر خم کدام

کوچه ایستاده ایم ( و چه تدبیر کارامدی برای رسیدن به هدف اندیشیده ایم ) ...

 

***

 

شاید بتوان گفت در طول تاریخ و به ویژه در روزگار ما هیچ واژه ای به اندازه " عشق " توسط مدعیان

 بی ارزش نشده است؛ سخنورانی "اصیل، شجاع و با غیرت" که از بام تا شام  دم از عشق

 ( به آزادی ) می زنند ولی برای دلبستگی ها و حق انتخاب دیگران احترامی قایل نیستند، عاشقانی

که مرز بین عشق و نفرت شان باریک تر از موست و آنگاه که گلایه یا سخنی خلاف باور و پسند خود

 می شنوند پا از دایره انصاف فراتر گذاشته و زبان به تهمت و ناسزا می گشایند...


 
 
محصول
نویسنده : اسماعیل باقریان - ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢
 

 

اگر چه سرمای سخت و نا به هنگام اواخر سال پیش زیانهای بسیاری در پی داشت

ولی با این حال، بودند درختان گردویی که با محصول هر چند اندک خود لبخند شُکر

 بر لب اهالی چهارراه بنشانند.

 


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →